ای آنکه تو خون عاشقان آشامی
فریاد ز عاشقی و بیآرامی
در این شعر، شاعر به محبوب خود خطاب میکند و از عشق و دردهای ناشی از آن سخن میگوید. او خود را اسیر عشق میداند و از محبوب میخواهد که در نهایت بدنامی را به سوی او بازگرداند. شاعر عمیقاً از بیقراری و مشکلات عاشقانهاش ابراز نگرانی میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای آنکه تو خون عاشقان آشامی
فریاد ز عاشقی و بیآرامی
ای دوست منم اسیر دشمن کامی
آخر به تو باز گردد این بدنامی