ای آتش بخت سوی گردون رفتی
وی آب حیات سوی جیحون رفتی
در این ابیات شاعر به احساساتی اشاره میکند که ناشی از رفتن یا دوری محبوب (آتش بخت) و آب حیات است. او پیش از این با محبوبش حرف زده و از احساس بیدلی خود نقل کرده، اما اکنون که محبوب رفته است، به شدت دچار درد و جدایی شده و احساسش به "بیدل" بودن تبدیل شده است. به عبارتی، دوری محبوب باعث شده که او بیشتر از همیشه حس تنهایی و بیتابی را تجربه کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای آتش بخت سوی گردون رفتی
وی آب حیات سوی جیحون رفتی
با تو گفتم که بیدلم من بیدل
بیدل اکنون شدم که بیرون رفتی