آن روی ترش نگر چو قندستانی
وان چشم خوشش نگر چو هندوستانی
در این ابیات، شاعر به توصیف زیباییهای یک معشوق میپردازد. او چهرهی معشوق را به قند و چشمهایش را به سرزمین هند تشبیه میکند. همچنین قد او را به سروهای زیبا و دستانش را به چیزهایی که در برابرش شکستگی دارند، تشبیه مینماید. بهطور کلی، شاعر از زیبایی معشوق خود به شیوهای بسیار اغراقآمیز و شاعرانه ستایش میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آن روی ترش نگر چو قندستانی
وان چشم خوشش نگر چو هندوستانی
پیش قد او صف زده سروستانی
پیش کف او شکسته هر دستانی