وه وه که به دیدار تو چونم تشنه
چندانکه ببینمت فزونم تشنه
شاعر در این شعر از عطش و اشتیاق خود برای دیدار معشوق سخن میگوید. او به شدت مشتاق است و هر بار که معشوق را میبیند، این تشنگی بیشتر میشود. او خود را بنده زیباییهای معشوق میداند و احساس میکند که این عشق او را به مرز جنون رسانده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
وه وه که به دیدار تو چونم تشنه
چندانکه ببینمت فزونم تشنه
من بندهٔ آن دو لعل سیراب توام
عالم همه زانست به خونم تشنه