فصلیست چو وصل دوست فرخنده شده
از مردن تن چراغ دل زنده شده
در این ابیات، شاعر به تغییرات احساسات و زیباییهای زندگی اشاره میکند. فصل وصال دوست به عنوان زمانی خوش یمن توصیف شده که در آن هر چه در دل و بیرون است، به شادی و نشاط تبدیل میشود. از یک سو، مرگ جسم منجر به زنده شدن روشنایی دل میشود و از سوی دیگر، اشکها به واسطه خوشحالی به خنده و شادی بدل میگردند. به طور کلی، این اشعار نشاندهندهی چرخهی تغییرات مثبت و زیباییهای زندگی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
فصلیست چو وصل دوست فرخنده شده
از مردن تن چراغ دل زنده شده
از خندهٔ برق ابر در گریه شده
وز گریهٔ ابر باغ در خنده شده