در عشق خلاصهٔ جنون از من خواه
جان رفته و عقل سرنگون از من خواه
در این ابیات شاعر از عشق صحبت میکند و از معشوق میخواهد که جنون و دیوانگیاش را از او طلب کند. او از حالتی سرشار از احساسات و وقایع پرهیجان و دردناک سخن میگوید و به وضوح نشان میدهد که عشق برای او پر از چالشها و اشتیاقهای سوزان است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در عشق خلاصهٔ جنون از من خواه
جان رفته و عقل سرنگون از من خواه
صد واقعهٔ روز فزون از من خواه
صد بادیه پر آتش و خون از من خواه