ای در طلب گرهگشائی مرده
در وصل بزاده وز جدائی مرده
این شعر به عدم رضایت و درد درونی انسان اشاره دارد. شاعر به فردی میگوید که در جستجوی حل مشکلاتش است اما به دلیل جدایی یا دوری از معشوق، گرفتار رنج و گرفتاری شده و حتی در شرایطی که به ثروت یا سعادت نزدیک است، احساس کمبود و گدایی میکند. این احساسات نارضایتی و تشنگی در زندگی او را رنج میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای در طلب گرهگشائی مرده
در وصل بزاده وز جدائی مرده
ای در لب بحر تشنه در خواب شده
و اندر سر گنج از گدائی مرده