ای بیادبانه من ز تو نالیده
غیرت بشنیده گوش من مالیده
در این شعر، شاعر از ناچاری و نالیدن خود نسبت به بیادبی دیگری صحبت میکند. او اشاره میکند که غیرت و احساساتش، او را به گوشهای برده که در آنجا نمیتواند فریاد بزند و دلش از درد و رنجی که میکشد بویی نبرده است. به نوعی، او در تلاطم احساسی و ناکامی از ابراز درد در مقابل بیاحترامیها قرار دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای بیادبانه من ز تو نالیده
غیرت بشنیده گوش من مالیده
جایی بروم ناله کن دزدیده
آنجا که نه دل بوی برد نی دیده