آن دم که رسی به گوهر ناسفته
سرها به هم آورده و سرها گفته
در این شعر، شاعر به لحظهای اشاره میکند که در آن، وقتی به حقیقتی عمیق و ناب میرسد، افراد در کنار هم جمع میشوند و به گفتگو میپردازند. او بیان میکند که در این دنیا که توسط مشکلات و ناملایمات آشفته شده، باید بر روی تو تمرکز کنیم تا به حالت آرامش و مستی دست یابیم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آن دم که رسی به گوهر ناسفته
سرها به هم آورده و سرها گفته
کهدان جهان ز باد شد آشفته
برتو بجوی که مست باشی خفته