من بندهٔ تو بندهٔ تو بندهٔ تو
من بندهٔ آن رحمت خندیدهٔ تو
در این شعر، شاعر به بیان عشق و بندگی خود نسبت به معشوق میپردازد و به رحمت و زیباییهای او اشاره میکند. او میگوید که بندهی این رحمت است و با تصوری از زندگی ماندگار و جاودان، به روحافزایی عشق اشاره میکند. در نهایت، با تشبیه خود به خضر، به زنده بودن و جاودانگی روح اشاره دارد، زیرا عشق او همچون آب حیات است که از مرگ و نابودی دور است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
من بندهٔ تو بندهٔ تو بندهٔ تو
من بندهٔ آن رحمت خندیدهٔ تو
ای آب حیات کی ز مرگ اندیشد
آنکس که چو خضر گشت خود زندهٔ تو