گفتم روزی که من به جانم با تو
دیگر نشدم بتا همانم با تو
شاعر در این ابیات بیان میکند که روزی که او به عشق و جانش با معشوقش پیوند میخورد، دیگر به مانند گذشته نخواهد بود. او همچنین میداند که اگر معشوق او را از خود دور کند، او به خاطر عشقش از همه چیز خواهد گذشت تا همچنان در کنار او بماند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گفتم روزی که من به جانم با تو
دیگر نشدم بتا همانم با تو
لیکن دانم که هرچه بازم ببری
زان میبازم که تا بمانم با تو