خواهی که مقیم و خوش شوی با ما تو
از سر بنه آن وسوسه و غوغا تو
در این ابیات، شاعر از کسی دعوت میکند که اگر میخواهد با او همنشین و خوشحال شود، باید از افکار وسوسهانگیز و نگرانیهایش فاصله بگیرد. وقتی که این کار را انجام دهد، هر دو به همان حالتی خواهند رسید که پیش از این با یکدیگر بودند و از دوستی و ارتباطشان لذت خواهند برد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خواهی که مقیم و خوش شوی با ما تو
از سر بنه آن وسوسه و غوغا تو
آنگه تو چنان شوی که بودی با من
آنگاه چنان شوم که بودم با تو