ای دل اگرت طاقت غم نیست برو
آوارهٔ عشق چون تو کم نیست برو
در این شعر، شاعر به دل خود میگوید که اگر نمیتواند غم را تحمل کند، باید برود، زیرا کسانی هستند که آواره عشقاند. او از جان خود میخواهد که بیاید اگر ترسی از مشکلات ندارد و اگر میترسد، بهتر است که برود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای دل اگرت طاقت غم نیست برو
آوارهٔ عشق چون تو کم نیست برو
ای جان تو بیا اگر نخواهی ترسید
ور میترسی کار تو هم نیست برو