ای جان جهان! جز تو کسی کیست؟ بگو
بیجان و جهان هیچ کسی زیست؟ بگو
این شعر به پرسشی عمیق درباره وجود و رابطه انسان با خداوند میپردازد. شاعر از خداوند میپرسد که غیر از او کیست و اینکه بدون او هیچ کس زندگی نمیکند. او همچنین به بررسی مفهوم عمل و پاداش میپردازد و سؤال میکند که اگر او بد کند و خداوند جواب بدهد، پس تفاوت او با خدا چیست. به طور کلی، این ابیات نشاندهندهی تأمل شاعر در مورد وجود، الهی بودن و مسئولیت انسانهاست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای جان جهان! جز تو کسی کیست؟ بگو
بیجان و جهان هیچ کسی زیست؟ بگو
من بد کنم و تو بد مکافات دهی
پس فرق میان من و تو چیست؟ بگو