بخند بر همه عالم که جای خنده تو راست
که بندهٔ قد و ابروی تست هر کژ و راست
شعر بیانگر عشق و زیبایی است و شاعر به توصیف محبوبش میپردازد. او به دنیا میخندد زیرا محبوبش مرکز خوشبختیاش است. در این شعر، فراوانی نعمتها و زیباییهای محبوب به تصویر کشیده شده و اشاره میشود که حتی پریها نیز در جستجوی او هستند. شاعر، با شنیدن نام محبوبش از دیگران، دچار شور و شوق میشود و زیبایی محبوبش را ستایش میکند. در نهایت، صحبت از شمس تبریزی به میان میآید و شاعر به دنبال درک عمیقتری از عشق و زیبایی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بخند بر همه عالم که جای خنده تو راست
که بندهٔ قد و ابروی تست هر کژ و راست
فتد به پای تو دولت نهد به پیش تو سر
که آدمی و پری در ره تو بیسر و پاست
پریر جان من از عشق سوی گلشن رفت
تو را ندید به گلشن دمی نشست و نخاست
برون دوید ز گلشن چو آب سجده کنان
که جویبار سعادت که اصل جاست کجاست
چو اهل دل ز دلم قصه تو بشنیدند
ز جمله نعره برآمد که مست دلبر ماست
پس آدمی و پری جمع گشت بر من و گفت
بده ز شرق نشانها که این دمت چو صباست
جفات نیز شکروار چاشنی دارد
زهی جفا که در او صد هزار گنج وفاست
قفا بداد و سفر کرد شمس تبریزی
بگو مرا تو که خورشید را چه رو و قفاست