ای آب از این دیدهٔ بیخواب برو
وی آتش از این سینهٔ پرتاب برو
در این اشعار، شاعر به تصویر کشیدن حالتی از ناامیدی و اندوه میپردازد. او از اشکها و آتش سینه خود سخن میگوید و از آب و آتش میخواهد که از او دور شوند. در نهایت، اشاره دارد که اگر جان انسان بیتن و بیآرامش باشد، نباید به دنبال آب باشد و باید به سوی آب برود. این مضامین بیانگر تلاش برای رهایی از درد و رنج هستند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای آب از این دیدهٔ بیخواب برو
وی آتش از این سینهٔ پرتاب برو
وی جان چو تنی که مسکنت بود نماند
بیآبی خود مجوی و بر آب برو