از گنج قدم شدیم ویرانهٔ او
ز افسانهٔ او شدیم افسانهٔ او
در این ابیات شاعر به ویرانی و افسانهای که از عشق یا ارتباط با معشوق به دست آمده، اشاره میکند. او از پیمان و عهدی که داشته، غمگین است و بیان میکند که هیچکس نمیتواند خانهی واقعیاش را از خانهی معشوق تشخیص دهد. به طور کلی، این اشعار حسرت و ناامیدی نسبت به عدم دسترسی به معشوق و تأثیر عمیق او بر زندگی شاعر را نشان میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از گنج قدم شدیم ویرانهٔ او
ز افسانهٔ او شدیم افسانهٔ او
آوخ که ز پیمان و ز پیمانهٔ او
کس خانهٔ خود نداند از خانهٔ او