هر روز نو برآئی ای دلبر جان
سودای نوی درافکنی در سر جان
در این ابیات شاعر از دلبر خود میخواهد که هر روز جلوهای نو و تازه از خود به نمایش بگذارد. او از دلبر میخواهد که با عشق و زیباییاش افکاری تازه در دل او ایجاد کند و او را مسحور کند. شاعر دلبر را چون پدر و مادر خود میداند و به او ارادت میورزد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هر روز نو برآئی ای دلبر جان
سودای نوی درافکنی در سر جان
در ده پرده بهر سحر ساغر جان
ای تو پدر جان من و مادر جان