من بیرخ تو باده ندانم خوردن
بیدست تو من مهره ندانم بردن
این ابیات بیانگر وابستگی عاطفی عمیق شاعر به معشوق است. شاعر میگوید که بدون حضور معشوق هیچ لذتی از زندگی نمیبرد و حتی کارهایی مثل نوشیدن شراب یا رقصیدن برایش بیمعناست، چرا که همه چیز در سایه وجود او رنگ و بویی خاص پیدا میکند. به عبارتی، عشق او به معشوق را پایهگذار همه احساسات و شادیهایش میداند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
من بیرخ تو باده ندانم خوردن
بیدست تو من مهره ندانم بردن
از دور مرا رقص همی فرمائی
بیپردهٔ تو رقص ندانم کردن