گفتم مکن ایروت حسن خوت حسن
من دزد نیم مبند دستم بر سن
در این بیت شاعر از محبوب میخواهد که او را به خاطر زیباییاش سرزنش نکند، زیرا او دزد نیست و دستش را بر روی سن مبندد. محبوب هم در پاسخ میپرسد که تو کجایی، و تأکید میکند که به راستی به حالت زوال میرسی چون به او نزدیکتر نمیشوی.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گفتم مکن ایروت حسن خوت حسن
من دزد نیم مبند دستم بر سن
گفتا که کجائی تو هنوز ای همه فن
حقا که چنان شوی که کبرت ستسن