کالبد ما ز خواب کاهل و مشغول خاست
آنک به رقص آورد کاهل ما را کجاست
شاعر در این شعر به توصیف حالاتی از عشق و رقص اشاره میکند. او از بیداری کالبدی که در خواب و کاهلی بود، میگوید و به شوق و عشق اشاره میکند که انسان را به رقص و جنبش در میآورد. دل در عشق گرم شده و ترس و شرم را فراموش میکند. تصویر ساقی و باده عشق نیز به نوعی شوری و صفا در زندگی میبخشد، درحالیکه شاعر به زیبایی دل اشاره کرده و از آن به عنوان حصار خوبیها یاد میکند. سرانجام، سجده کردن در برابر محبوب به معنای تسلیم کامل در عشق و جان دادن در این راه است، که همه سجدهها را معنادار میسازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کالبد ما ز خواب کاهل و مشغول خاست
آنک به رقص آورد کاهل ما را کجاست
آنک به رقص آورد پرده دل بردرد
این همه بویش کند دیدن او خود جداست
جنبش خلقان ز عشق جنبش عشق از ازل
رقص هوا از فلک رقص درخت از هواست
دل چو شد از عشق گرم رفت ز دل ترس و شرم
شد نفسش آتشین عشق یکی اژدهاست
ساقی جان در قدح دوش اگر درد ریخت
دردی ساقی ما جمله صفا در صفاست
باده عشق ای غلام نیست حلال و حرام
پر کن و پیش آر جام بنگر نوبت که راست
ای دل پاک تمام بر تو هزاران سلام
جمله خوبان غلام جمله خوبی تو راست
سجده کنم پیش یار گوید دل هوش دار
دادن جان در سجود جان همه سجدههاست