عقلی که خلاف تو گزیدن نتوان
دینی که ز عهد تو بریدن نتوان
این بیت به این معناست که هیچ عقلی نمیتواند غیر از تو را انتخاب کند، دین و مذهبی که از عهد و پیمان تو جدا شود، علم و دانشی که به عمق و حقیقت تو نرسد و زهد و ورع واقعی که از دام محبت تو رهایی یابد، وجود ندارد. بنابراین، همهچیز در نهایت به تو و حقیقت تو وابسته است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
عقلی که خلاف تو گزیدن نتوان
دینی که ز عهد تو بریدن نتوان
علمی که به کنه تو رسیدن نتوان
زهدی که ز دام تو رهیدن نتوان