طبعی نه که با دوست در نیامیزم من
عقلی نه که از عشق بپرهیزم من
شاعر در این ابیات بیان میکند که نه طبعش اجازه میدهد که با دوست نزدیک نشود، نه عقلش او را از عشق دور نگه میدارد، نه دستش در برابر سرنوشت تسلیم میشود و نه پاهایش از میانه راه فرار میکنند. این ابیات نشاندهنده تعهد و وابستگی عمیق شاعر به دوستی و عشق است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
طبعی نه که با دوست در نیامیزم من
عقلی نه که از عشق بپرهیزم من
دستی نه که با قضا درآویزم من
پائی نه که از میانه بگریزم من