شوری دارم که برنتابد گردون
شوریکه به خواب درنبیند مجنون
شاعر در این ابیات از愛 و شور و شوقی سخن میگوید که طاقت فرساست و هیچ قدرتی نمیتواند آن را تحمل کند. این احساس عمیق و شدید به قدری است که حتی مجنون هم در خواب نمیتواند آن را تجربه کند. این شور و شوق نشانهای از محبت عمیق به دوست است و شاعر میگوید که این احساس فقط از دل کسی که به دوستش عشق میورزد، سرچشمه میگیرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شوری دارم که برنتابد گردون
شوریکه به خواب درنبیند مجنون
این کمینه ایست از سینهٔ دوست
تا سینهٔ پاک دوست چون باشد چون