روزیکه گذر کنی به خر پشتهٔ من
بنشین و بگو که ای به غم کشتهٔ من
در این شعر، شاعر از شخصی میخواهد که وقتی به سرزمین مرگش میرسد، لحظاتی را برای او اختصاص دهد و دربارهٔ غمش سخن بگوید. او با احساس عمیق از درد و رنج خود یاد کرده و به زندگی از دست رفتهاش اشاره میکند. شاعر میخواهد فریادی از دل حاوی غم و حسرتش به گوش برسد، و گمگشتگی و ناامیدیاش از زندگی را به تصویر بکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
روزیکه گذر کنی به خر پشتهٔ من
بنشین و بگو که ای به غم کشتهٔ من
تا بانگ زنم ز خاک آغشته به خون
کای یوسف روزگار و گمگشتهٔ من