رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین
نه کفر و نه اسلام و نه دنیا و نه دین
در این بیت، شاعر به شخصی اشاره میکند که در میانه زمین نشسته و از هیچ یک از مفاهیم و باورهای دینی، جهانی و واقعی همچون کفر، اسلام، حق، حقیقت و شریعت بینیاز است. این شخص به نوعی از قید و بندهای دنیا رهاست و به بیان دیگر، او فراتر از تمام این محدودیتها و تعارضات قرار دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین
نه کفر و نه اسلام و نه دنیا و نه دین
نی حق نه حقیقت نه شریعت نه یقین
اندر دو جهان کرا بود زهرهٔ این