رفتی و نرفت ای بت بگزیدهٔ من
مهرت ز دل و خیالت از دیدهٔ من
در این ابیات شاعر از دلتنگی و عشق خود سخن میگوید. او به معشوقهاش اشاره میکند که از او رفته است، اما یاد و محبت او همچنان در دل و خاطر او باقی مانده است. شاعر در جستجوی راهی است تا معشوقهاش دوباره در زندگیاش ظاهر شود و به نوعی خود را راهنمای احساسات پیچیدهاش میداند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
رفتی و نرفت ای بت بگزیدهٔ من
مهرت ز دل و خیالت از دیدهٔ من
میگردم من که بلکه پیشم افتی
ای راهنمای راه پیچیدهٔ من