دی از تو چنان بدم که گل در بستان
امروز چنانم و چنانتر ز چنان
این شعر بیانگر احساس عمیق عشق و وابستگی است. شاعر از نفرت نسبت به معشوق در گذشته صحبت میکند، اما در حال حاضر به شدت به او وابسته شده و نمیتواند دست از او بکشد. او به تضاد احساساتش اشاره میکند که در گذشته، مانند گل در باغ بستان بوده، اما حالا به شدت تحت تأثیر معشوق قرار دارد. این وابستگی به قدری قوی است که شاعر نمیتواند به راحتی از او فاصله بگیرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دی از تو چنان بدم که گل در بستان
امروز چنانم و چنانتر ز چنان
من چون نزنم دست که پابند منی
چون پای نکوبم که توئی دست زنان