دوشست دیدم یار جدائی جویان
با من به جفا و کین جدا شو گریان
در این شعر، گوینده از جدایی معشوق شکایت میکند و احساس درد و رنجی عمیق را به تصویر میکشد. او بیان میکند که جدایی باعث شده تا به شدت غمگین و بیتاب شود و در حالتی ناتوان، تصویر معشوقش را همچون نشانی از جدایی و درد در ذهن خود میآورد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دوشست دیدم یار جدائی جویان
با من به جفا و کین جدا شو گریان
امروز چنانم که جدا گشته ز جان
رخسارهٔ خود به خون فرقت شویان