دل برد ز من دوش به صد عشق و فسون
بشکافت و بدید پر زخون بود درون
در این شعر، گوینده از دلبری صحبت میکند که شب گذشته او را با عشق و فریب خود تسخیر کرده است. او دلش را شکافته و درونش را پر از خون میبیند. سپس، اشاره میکند که این دل باید در آتش قرار داده شود، زیرا هنوز کاملاً نپخته و آماده نیست. در کل، شعر بیانگر احساسات عمیق و دردناکی است که از عشق و جدایی ناشی میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل برد ز من دوش به صد عشق و فسون
بشکافت و بدید پر زخون بود درون
فرمود در آتشش نهادن حالی
یعنی که نپخته است از آنست پر خون