چون زرد و نزار دید او رو یک من
خونابه روان ز چشم چون جو یک من
در این شعر، شاعر به حالتی ناراحت و زار از شخصی میپردازد که دچار درد و رنج شده است. او تصویر زردی و اشکهایی را توصیف میکند و به نوعی کنایه به ظلم و بدخلقی دیگری میزند که باعث این حال خراب شده است. در عین حال، شاعر به طنز و خنده به وضعیت خود اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چون زرد و نزار دید او رو یک من
خونابه روان ز چشم چون جو یک من
خندید و به خنده گفت دلجو یک من
ای ظالم مظلومک بدخو یک من