توبه کردم ز توبه کردن ای جان
نتوان ز قضا کشید گردن ای جان
در این شعر، شاعر درباره توبه و بازگشت به اشتباهاتش صحبت میکند. او میگوید که از توبه کردن خسته شده و نمیتواند سرش را از قضا و تقدیر بلند کند. همچنین به این نکته اشاره میکند که هرچند به خود قول داده که سمت مسکرات نرود، اما نمیتواند از نام دوست و خوشیهای آن چشمپوشی کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
توبه کردم ز توبه کردن ای جان
نتوان ز قضا کشید گردن ای جان
سوگند بسر مینبرم لیک خوش است
سوگند به نام دوست خوردن ای جان