تا روی تو قبلهام شد ای جان جهان
نز کعبه خبر دارم و نز قبلهٔ نشان
در این شعر، شاعر به عشق خود اشاره میکند و میگوید که چهره معشوق برای او مانند قبلهای مقدس است. او از قبلههای رایج مانند کعبه سخن میگوید، اما میافزاید که با وجود این قبلهها، دل او فقط به روی محبوبش و عشق او معطوف است. در واقع، او با روی محبوبش دیگر به هیچ قبلهای نیاز ندارد، زیرا آن چهره جان اوست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تا روی تو قبلهام شد ای جان جهان
نز کعبه خبر دارم و نز قبلهٔ نشان
با روی تو رو به قبله کردن نتوان
کاین قبلهٔ قالبست و آن قبلهٔ جان