باز درآمد به بزم مجلسیان دوست دوست
گرچه غلط میدهد نیست غلط اوست اوست
شعر درباره تجربیات عاشقانه و پیچیدگیهای روابط انسانی است. شاعر به بزم دوستان اشاره میکند و به رغم مشکلات و اشتباهات موجود، دوست را میستاید. عشق را به آتش افروخته و دگرگونکننده توصیف میکند، و میگوید که وفاداری در عشق به راحتی قابل اطمینان نیست. او به مخاطب میگوید که باید به عمق وجود خود برگردد و از ظواهر رهایی یابد. عشق را به سیلی تشبیه میکند که بهدنبال سرچشمهاش میگردد و از زیبایی معشوقش به باغی پر از بلبل و عطر گل یاد میکند. در پایان، شاعر خود را شاخص اهل تبریز و از درد عشق سخن میگوید و نشاندهنده غم و رنج ناشی از آن است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
باز درآمد به بزم مجلسیان دوست دوست
گرچه غلط میدهد نیست غلط اوست اوست
گاه خوش خوش شود گه همه آتش شود
تعبیههای عجب یار مرا خوست خوست
نقش وفا وی کند پشت به ما کی کند
پشت ندارد چو شمع او همگی روست روست
پوست رها کن چو مار سر تو برآور ز یار
مغز نداری مگر تا کی از این پوست پوست
هر کی به جد تمام در هوس ماست ماست
هر کی چو سیل روان در طلب جوست جوست
از هوس عشق او باغ پر از بلبلست
وز گل رخسار او مغز پر از بوست بوست
مفخر تبریزیان شمس حق آگه بود
کز غم عشق این تنم بر مثل موست موست