با دل گفتم عشق تو آغاز مکن
بازم در صد محنت و غم باز مکن
در این شعر، گوینده به معشوق خود میگوید که عشق او را آغاز نکند زیرا تجربه درد و رنج کافی داشته است. دل او از غم و اندوه پر شده و به طرف مقابل هشدار میدهد که عشق را ناز نکند و به راحتی وارد این بازی نشود، زیرا معشوق میتواند عمیق و پیچیده باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
با دل گفتم عشق تو آغاز مکن
بازم در صد محنت و غم باز مکن
دل تیرهگیی کرد و بگفت ای سره مرد
معشوق شگرفست برو ناز مکن