ای روی تو کعبهٔ دل و قبلهٔ جان
چون شمع ز غم سوختم ای شعلهٔ جان
در این شعر، شاعر با اشاره به محبوب خود، او را کعبه دل و قبله جان میخواند و از حزن و سوز دل سخن میگوید. او از محبوب میخواهد که حجاب را بردارد و خود را به عاشق نشان دهد، تا او بتواند با عشق خود دل و جانش را تسلیم کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای روی تو کعبهٔ دل و قبلهٔ جان
چون شمع ز غم سوختم ای شعلهٔ جان
بردار حجاب و رخ به عاشق بنمای
تا چاک زند به دست خود خرقهٔ جان