ای داد که هست جمله بیدار از من
ای من که هزار آه و فریاد از من
شاعر در این ابیات به ناگواری و درد دل خود اشاره میکند. او از ناآرامی و بیداریاش میگوید که ناشی از غم و درد طولانیمدتش است. همچنین به دردی اشاره دارد که از وجود خود او نشأت میگیرد و این عذابی است که شبهایش را مشوب کرده است. در واقع، او از عواطف عمیق و احساسات درونیاش صحبت میکند که او را به نوعی غم و اندوه محکوم کرده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای داد که هست جمله بیدار از من
ای من که هزار آه و فریاد از من
چو ذلک ما قدمت ایدیکم گفت
ناشاد شبی که اصل غم زاد از من