شاه گشادست رو، دیده شه بین که راست ؟
باده گلگونِ شه، بر گل و نسرین که راست ؟
این شعر درباره شکوه و زیبایی یک سلطان و بزمهای اوست. شاعر به توصیف حال و هوای جشن و شادمانی میپردازد و به زیباییهای طبیعت و عشق اشاره میکند. در این بزم، سلطان در کنار مینوشد و به تماشای زیباییهای زندگی مینشیند. همچنین، شاعر از حرکات و نشانههای طبیعت و عشق سخن میگوید و از مقام و منزلت خسرو، که نماد حکمرانی و زیبایی است، ستایش میکند. در نهایت، شاعر خسرو را در دو جهان بیهمتا و شاهی خوشسیرت میداند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شاه گشادست رو، دیده شه بین که راست ؟
باده گلگونِ شه، بر گل و نسرین که راست ؟
شاه در این دم به بزم پای طرب درنهاد
بر سر زانوی شه تکیه و بالین که راست ؟
پیش رخ آفتاب چرخ پیاپی کی زد ؟
در تتق ابر تن ماه به تعیین که راست ؟
ساغرها میشمرد وی بشده از شمار
گر بنشد از شمار ساغر پیشین که راست ؟
از اثر روی شه هر نفسی شاهدی
سر کشد از لامکان گوید کابین که راست ؟
ای بس مرغان آب بر لب دریای عشق
سینه صیاد کو دیده شاهین که راست ؟
هین که براقان عشق در چمنش میچرند
تنگ درآمد وصال لایقشان زین که راست ؟
سیمبر خوب عشق رفت به خرگاه دل
چهره زر لایق آن بر سیمین که راست ؟
خسرو جان شمس دین مفخر تبریزیان
در دو جهان همچو او شاه خوشآیین که راست ؟