اسرار مرا نهانی اندر جان کن
احوال مرا ز خویش هم پنهان کن
در این شعر، شاعر از معشوق خود میخواهد که اسرار و حال او را مخفی نگه دارد و به او به اندازه جانش اهمیت دهد. او همچنین از معشوق میخواهد که کفر او را به اعتقاد و ایمان تبدیل کند. به عبارتی، شاعر خواستار نزدیکی و حفاظت عاطفی و معنوی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اسرار مرا نهانی اندر جان کن
احوال مرا ز خویش هم پنهان کن
گر جان داری مرا چو جان پنهان کن
وین کفر مرا پیشرو ایمان کن