از بسکه فساد و ابلهی زاد از من
در عمر کسی نگشت دلشاد از من
این شعر به بیان ناامیدی و مشکلات فردی میپردازد که به خاطر فساد و نادانی خود به دیگران آسیب زده است. شاعر از زندگی خود ابراز نارضایتی میکند و احساس میکند که نه تنها خود بلکه دیگران نیز از وضعیت او رنج میبرند. او طلب عدالت دارد اما در عین حال به بیدادهایی که از او سر زده اشاره میکند و با صدای بلند فریاد میزند، به نوعی از وضعیت خود شکایت میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از بسکه فساد و ابلهی زاد از من
در عمر کسی نگشت دلشاد از من
من طالب داد و جمله بیداد از من
فریاد من از جمله و فریاد از من