از بسکه برآورد غمت آه از من
ترسم که شود به کام بدخواه از من
در این ابیات، شاعر از عمیق بودن غم و دردش سخن میگوید و نگران است که این احساسات منفی به دست دشمنانش بیفتد. او از عشق و جدایی میگوید و اینکه دلش بر اثر دوری معشوقهاش خون شده، در حالی که معشوق از حال او خبر ندارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از بسکه برآورد غمت آه از من
ترسم که شود به کام بدخواه از من
دردا که ز هجران تو ای جان جهان
خون شد دلم و دلت نه آگاه از من