یک دم که ز دیدار تو یک سو افتم
از وسوسه اندیشه به صد کو افتم
در این شعر، شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که وقتی به محبوبش مینگرد، آنچنان تحت تأثیر قرار میگیرد که از حال خود بیخبر شده و به شدت دچار وسوسه و اندیشه میشود. بهعلاوه، زیبایی و جذبه یک موی معشوق چنان او را مجذوب میکند که تمام وجودش را به هم میریزد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یک دم که ز دیدار تو یک سو افتم
از وسوسه اندیشه به صد کو افتم
از دیدن روی تو چنان گردانم
کز جنبش یک موی تو در رو افتم