هم مستم و هم بادهٔ مستان توام
هم آفتِ جانِ زیردستان توام
در این شعر، شاعر به حالتی درونی و عمیق از مستی و وابستگی به معشوق اشاره میکند. او بیان میکند که هم از مستی و باده معشوق بهرهمند است و هم به عنوان یک آفت برای جان دیگران به شمار میآید. همچنین، با اشاره به این که اکنون از وجود خود دور شده و به دنیای پاکی دست نیافته، به یک نوع از احساس تعلق و ارتباط عمیق با معشوق اشاره میکند. در نهایت، او به این نکته میرسد که وجودش تحت تأثیر معشوق است و به نوعی، او را بخشی از خود میداند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هم مستم و هم بادهٔ مستان توام
هم آفتِ جانِ زیردستان توام
چون نیست شدم کنون ز هستان توام
گفتی که الست، از الست آنِ توام