من یک جانم که صد هزار است تنم
چه جان و چه تن که هر دو هم خویشتنم
این ابیات بیانگر این مفهوم هستند که فردی، خود را به نوعی دیگر و غیرواقعی ساخته تا دیگران خوشحال باشند. شاعر از جدایی بین جان و تن صحبت میکند و میگوید که هر دو جزو خود او هستند، اما احساس میکند برای خوشحالی دیگران باید به شکلی دیگر خود را نشان دهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
من یک جانم که صد هزار است تنم
چه جان و چه تن که هر دو هم خویشتنم
خود را به تکلف دگری ساختهام
تا خوش باشد آن دیگری را که منم