ای چنگ پردههای سپاهانم آرزوست
وی نای ناله خوش سوزانم آرزوست
در این شعر، شاعر آرزوهای خود را بیان میکند که شامل مواردی چون نواختن ساز (چنگ و نای)، سرودن ترانههای زیبا، ارتباط با عشق و زیباییها و همچنین حسینی بودن است. او به عشق به عنوان منبع الهام و همچنین به آوای موسیقی و شهادت اشاره میکند. شاعر همچنین علاقهمند به بیداری از خواب و رسیدن به گلستان عشق است و نهایتاً به دیدار محبوب و زیباییهای او میاندیشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای چنگ پردههای سپاهانم آرزوست
وی نای ناله خوش سوزانم آرزوست
در پرده حجاز بگو خوش ترانهای
من هدهدم صفیر سلیمانم آرزوست
از پرده عراق به عشاق تحفه بر
چون راست و بوسلیک خوش الحانم آرزوست
آغاز کن حسینی زیرا که مایه گفت
کان زیر خرد و زیر بزرگانم آرزوست
در خواب کردهای ز رهاوی مرا کنون
بیدار کن به زنگلهام کانم آرزوست
این علم موسقی بر من چون شهادتست
چون مؤمنم شهادت و ایمانم آرزوست
ای عشق عقل را تو پراکنده گوی کن
ای عشق نکتههای پریشانم آرزوست
ای باد خوش که از چمن عشق میرسی
بر من گذر که بوی گلستانم آرزوست
در نور یار صورت خوبان همینمود
دیدار یار و دیدن ایشانم آرزوست