من کاستهٔ وفای آن مهرویم
گر خواهد و گر نخواهد آن مه رویم
در این شعر، شاعر از عشق خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که اگر معشوق بخواهد یا نخواهد، او همچنان به وفا و محبتش ادامه میدهد. او به دنبال آب حیات و جاودانگی است و معشوق را همان آب حیات میداند که برای او آمده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
من کاستهٔ وفای آن مهرویم
گر خواهد و گر نخواهد آن مه رویم
زو آب حیات ابدی میجویم
او آب حیات آمده و من جویم