من عادت و خوی آن صنم میدانم
او آتش و من چو روغنم میدانم
شاعر در این ابیات به توصیف محبت و علاقهاش به معشوق میپردازد. او معشوق را به آتش تشبیه میکند و خود را مانند روغن میداند که به آتش نزدیک است. همچنین اشاره میکند که جان او از نور لطیف و زیبای معشوق بهرهمند است و خود را در سیاهی و دودی که دور او میچرخد، احساس میکند. این ابیات نشاندهندهی وابستگی عمیق شاعر به محبوب و احساسات پیچیدهای است که در این رابطه تجربه میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
من عادت و خوی آن صنم میدانم
او آتش و من چو روغنم میدانم
از نور لطیف او است جان میبیند
آن دود به گرد او منم میدانم