من سر بنهم در رهت ای کان کرم
کامروز از تو ای صنم مست ترم
در این شعر، شاعر با ابراز عشق و محبت خود به معشوق، به تعبیر احساساتش میپردازد. او به معشوق میگوید که در راه او سر تسلیم فرود میآورد و امروز بیشتر از همیشه مجذوب او است. همچنین، از او میخواهد که به قسمهایش ایمان بیاورد و از خود میپرسد که چرا باید قسم بخورد اگر معشوق به او اعتماد ندارد. این شعر نمایانگر عشق عمیق و اشتیاق شاعر به معشوق است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
من سر بنهم در رهت ای کان کرم
کامروز از تو ای صنم مست ترم
سوگند خورم و گر تو باور نکنی
سوگند چرا خورم چرا می نخورم