من درد ترا ز دست آسان ندهم
دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم
شاعر به این نکته اشاره میکند که درد و رنجی که از محبت دوست دارد، برایش بسیار اهمیت دارد و هرگز آن را فراموش نکرده و از دست نمیدهد. او بر این باور است که هرچقدر هم که درمانهای مختلف وجود داشته باشد، این درد برای او ارزشمندتر از آن است که بخواهد آن را رها کند. بهعبارتی، او به عشق و دوستیاش وفادار است و حاضر نیست برای رهایی از این درد، از آن دست بکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
من درد ترا ز دست آسان ندهم
دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم