من چشم ترا بسته به کین میبینم
اکنون چه کنم که همچنین میبینم
در این ابیات، شاعر به حسرت و درد ناشی از عشق و جدایی اشاره میکند. او از وضعیت خود گله میکند که در دلش کینه وجود دارد و کور به عشق مینگرد. این احساسات او را از نور خورشید (نماد روشنایی و خوشبختی) دور کرده و او تنها به دنیای خود و درونش توجه دارد که به تاریکی و اندوه بدل شده است. شاعر از خورشید آسمان میگذرد و به نور و زندگی در زمین اشاره میکند که به تعبیرش با وضعیت درونیاش در تضاد است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
من چشم ترا بسته به کین میبینم
اکنون چه کنم که همچنین میبینم
بگذر تو ز خورشیدی که آن بر فلک است
خورشید نگر که در زمین میبینم